چادری ها

منو

دل نوشته های چادر

چادری‌ بمان و بدان که چادری‌ها همیشه حرفهای تازه زیادی دارند… دیگران همه حرفهای خود را زده‌اند و همه داشته‌های…
تو راه خونه نگاهم به زمین بود. ? یه لحظه سرمو بلند کردم جلو پامو ببینم که چشمم افتاد به…
سلام من “نازنین‌ زهرا” هستم … میخوام داستان چادری شدنم رو تعریف کنم؛ حدود ۶ماه پیش بود. یه روز حس…
رقابت یعنی برد و باخت… یعنی یکی پیروز شود و دیگری شکست خورده و تحقیر شود. و این روزها که…
یادمه وقتی سر کلاس فلسفه غرب، استاد به نقل از دکارت فیلسوف فرانسوی گفت: “من فکر میکنم، پس هستم”، یکی…
بانو جان !   این چادر تا برسد به دست تو   هم از کوچه های مدینه گذشته هم از…
این ماجرا برمیگرده به سه سال پیش… من هر روز با لباس مدرسه و کاملا معمولی می رفتم مدرسه ولی…
دخترخالم تو مدرسشون قرعه کشی مکه بوده ولی اسمش درنمیاد. اونم بعد از قرعه کشی، میشینه به گریه و زاری…
تا حالا شده به عزیزترین کست هدیه بدی؟ چه انتظاری داری ازش؟ اینکه خوب ازش استفاده کنه و خرابش نکنه…درسته؟…
برادرم! افسوس می خورم از اینکه سینه چاک داده ای و از اینکه آستین ها را بالا زده ای تا…
چادر زینت است بر روی جسم میگویی چه جور زینتی است که میپوشاند؟ زینت است چون میپوشاند چیزی هایی که…
از امروز که جمعه است چادرم را این یادگار مادرتان را فقط با یاد شما و برای شما به سر…
گنج به پنهان بودنش گنج است اگر پنهان نباشد و در دسترس دیگر ارزش ندارد دخترانه های من گنج های…
باید بوسه زد بر نجابت قدم هایی که برمیداری… چهره معصومانه ات زیر نقاب چادر، گنج وجودی پنهان کرده پشت…
در این دو راهی های حجاب و بی حجابی، این دو راهی پاکی آلودگی، من مطمئنم که تو تویی که…
یادتان هست کوچک که بودیم ناخن های دست و پایمان را برای هم لاک می زدیم؟ بعضی وقت ها هم…
بسم الله چند روز پیش در اواخر خرداد ماه امسال، نویسنده بزرگوارِ پست پربیننده «من دوجنسه هستم» برای مدیریت سایت…
صدف بی مروارید ارزشی ندارد خواهرم ! وقتی چادر به سر می اندازی، صدف میشوی اما اخلاقت مروارید است مبادا…
پرسیدم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟ گفت:این چه سوالیه؟! خب معلومه که دوسش دارم! پرسیدم: امام زمان حجاب رو…
آمده بود مرخـــــصے. داشتیم درباره ی منطقه حــرف مےزدیم. لابه لای صحــــبت گفتم: کاش مےشد من همـــراهت به جبهه بیایم…
تو میتوانی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بگذاری میتوانی گاهی بادبزنش کنی میتوانی مانتوی سفید کوتاه…
ای ایران… سربلند باش که خاک تو صاحب دختران و زنانی است که  ارزش تک تک آنها با ارزش ملکه…
خواهر خوبم با شما هستم شمایی که می گویی آدم دلش پاک باشه!! وقتی دلت پاک است چطور تحمل می…
خونریزی شدیدی داشت… داخل اتاق عمل ، دکتر اشاره کرد که چادرم رو دربیارم تا تا راحتتر مجروح رو جابه…
روزهای گــــــــــــرم تابستان تابش بی دریغ خورشید و رنگ مشکی چادر من … جهنم شیرینی ست! … خنکای بهشت گوارایتان…
    نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریـال هـای کشـورم است … نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان…
      چه زیــــرکانه؛ در مقـــــابل توطئـــه های کـــــاخ سفیــــد کـــــاخ سیــــاه خـــودت را بنـــا کــردی نگفـــته بـــودی اهل…
تـآ به حآل کسے رآ دیده اید کـه لبـاسش کهنه شود یآ پــآره شود یآ به هر دلیل ممکنے لباسش…
وقتے مے شنوے میگن اُمـُّــــل وقتے مے شنوے میگن کچـــل وقتے مے شنوے میگن چــادر نشین وقتے مے شنوے میگن…
چادرم را می بویم ریه هایم سرشار از عطر یاس می شوند بوی عشق می آید آری….درست است… یادی از…
بنـدگـی ام را آشکــارا به رُخ می کشـم لذتـش بیشـتر است، از آزادی یـواشکـی تـو… مـدام به یادتــ باشد: و…
خدای مـלּ در میــآלּ این همـﮧ چشـــمـ ، نگـــــــــآه تو مرا بـﮯ نیاز مـﮯ سازد از هر نگـــــآهـــﮯ …
بـ‌ه دنبال دلیلـﮯ محکم قدم مـﮯ زد کوچـ‌ه هاے شهر عوض شده بود همـ‌ه جا سیاه ! پرچم ها، پارچـ‌ه…
مرا از سرزنش های اقوام و دوستان و یا به سخره گرفتن های توی خیابان و حتی دهن کجی های…
مروه عزیز درخت تنومند عفافـــــ و حجاب با خون پاکـــــــ تو تنومندتر شده دختران بالطافت این سرزمین خون تو را…
این روزها در حق تو بی لطفی میکنند بانو دختر سرزمین من با افتخار گام بردار و از طعنه ها…
اسم بی عفتی اتـــــ را گذاشته ای آزادی یواشکی برای خودت جولان میدهی دختر بی حجابـــــ و فکر میکنی همه…
مقام معظم رهبری: مردم ما چادر را انتخاب کرده‌اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر…
نــُــخــُــســـت وَزیــــــر اَســـبـــَــق انــگـــلـــیـــــس : « مـــآدآمـــی کـــهـ کــَـــعـــبــــهـ ، قـــُـــرآن وَ حــجـــــآب دَر جــَــوآمــــع اِســـــلــــآمــــــی بــــآشـــَـــد ، مــــآ نــــمـــی‌تــَــــوآنـــیـــــم…
این بـــــــار ….. چــــ ✫ـادرم را سفــــت تر میگیرم و آنقدر با جدیت و مصمـــــــم درس می خوانم تــا هـــــــــم…
جـانبـازی اسـت بـرای خـودش ایـن چـادرِ مـن! دربـرابـر تـرکش هـای نـگـاه مسـمـوم تـکـه تـکـه مـی شـود! امـا تسلیـم هـرگـز!
بــانــو! جامـــــه ی تــــوســـت امــــا .. 【 جــــامعـــــــه ی 】 مـــــا را مــــــی ســــازد .. جامـــــه ات را جمـــــع کــــن…
مادر پول و طلاهاشو داد و از در ستاد پشتیبانی جنگ خارج شد مسئول مربوطه فریاد زد : مادر رسیدتون…